خرید بک لینک
امید دل بیقرارم

قرار از کف داده ام

حسرت ماندن بر دلم سنگینی میکند

تاب دوری تو را ندارم

حسرت نفس کشیدن در هوایت دارد مرا خاکستر میکند

به تو گفتم نگذار بمانم

ماندن همان و دوباره شدن همان

مگر خودت دستگیری نمیکنی ؟

دستم را بگیر و از اینجا ببر

ای امید دل خسته من

فریادرسی به جز تو ندارم .....................

+ نگاشته در دوشنبه بیست و هفتم آذر ۱۳۹۶;ساعت ; نگارنده محمد حسن نجفی; |

برچسب: نویسنده: بردیا قاسمی تاريخ: سه شنبه 12 دی 1396 ساعت: 17:37

صفحه بندی