خرید بک لینک
شب شعر بود

جوانها خیلی بهتر از پیرمردها بودند

دکتر خیلی حرف زد

تا توانست از خودش تعریف کرد!!

به اسم سلامتی

جوانی که شعر بیخودی اش را خواند! جلو من نشسته بود

زبان تلخش کام آدم را زهر مار میکرد

پیرمرد شاعر را مسخره میکرد ! آن هم در برابر عذار خواهی از ندانستن شعر !!

حتما مبتلا میشود ! آن کسی را که مسخره میکرد روزی جوان شاعری بوده!!

نبوده؟؟

جوان محجوب سر به زیر عجب هنرمندی بود! کلمات در دهانش مثل شکر آب میشد و بر جان می نشست

...... شهری پر از خلیفه !!

بغداد هم ندیده ......

مجری گفت هفته بعد قمی ها مهمانند!! میایند قم پز در کنند

اسم گروهشان بود !!

جوانک کناری پوزخند زد که کشور قم را میگوید !!

خدا مزدک علی را حفط کند میگفت : شاعر اگر مخالف نخواند طرد میشود

راست میگفت !!!

+ نگاشته در  جمعه هفتم اردیبهشت ۱۳۹۷;ساعت ;  نگارنده محمد حسن نجفی;  | 

برچسب: نویسنده: بردیا قاسمی تاريخ: شنبه 15 ارديبهشت 1397 ساعت: 13:00

صفحه بندی