مدیر دفتر معاون او را به صبر دعوت میکرد و او مثل اسپند روی آتش بالا و پائین میپرید
گفت که : من ابتدا با خود این جناب مدیر مشورت کردم و خود او این روش را پیشنهاد داد وگرنه گزینه های قانونی کم نبود !
گفت : الان با این نامه سند درست کرده برای من
گفت : به رذالت و پستی این آدم کسی را میشناسی؟
به رفیق گفتم : قانون برای نظم امور است و راه انداختن کار مردم ! نه برای وقفه و نارضایتی ...
اشکال از کجاست ؟ جناب مدیر میتوانست بی خیال مطلب شود ! خصوصا که باعث و بانی مشکل خودش بود ! کسی هم از او بابت خطای سهوی اش سئوال نمیکرد
حال مردم با اینها بد میشود نه با وجود قانون .....
برچسب:
نویسنده: بردیا قاسمی